تبليغاتX
.: یکشنبه ها :.
Dreamers
جمعه بیست و هشتم فروردین 1388

امشب هم 2 نفر دیگر از دوستانم می‌روند. می‌روند تا رویاهایشان را جایی بسیار دورتر از این نزدیکی‌ها که گم‌شان کردند، پیدا کنند. می‌روند تا دیگر پوشیدن جوراب سفید برای‌شان تخلف نباشد و پارک، مکان ممنوعه. روزگار است دیگر، هر روز یکی می‌رود! هر روز یکی به دنبال بادبادکی می‌رود که دیگر اینجا آسمان پروازی برایش ندارد. آسمان‌های آبی، ‌خاکستری و شاید هم همیشه ابری آنجاها از آسمان آبی خودمان بهتر است چون آنجا بادبادک و بادبادک‌باز هر دو باهم حق حیات دارند، نه یکی جدای دیگری یا حتی هیچ‌یک. این روزها چشمم می‌ترسد وقتی یکی مهمانی می‌گیرد. چون ممکن است همان شب بشنوم که دیگر فردا اینجا نخواهد بود.

هر جا می‌روند، هر جا هستند و خواهند بود، خوش باشند. شاید این سرازیری بود برای آن‌که این سال‌ها دائم در سربالایی، جان می‌داد.

Posted by ایمان مشعل‌چیان @ 23:16 |