از آوینی خیلی خوشم میآمد. نه به خاطر روایت فتحش که به نظر من یک مستند دست چندمی به شدت شعارزده و جانبگرایانه با کارکرد تبلیغی صرف بیشتر نیست. تنها حسنش تصاویر بکر آن است که میتوانست توسط هر گروه فیلمبرداری دیگری انجام شود. تصور من این است که سید مرتضی شانس (اگر خواستید بخوانید لابی) بیشتری از بقیه پیدا کرده که خودی نشان دهد و البته بخت هم با او یار بوده. بماند که الان اگر پای حرفهای مسعود فراستی (گه) یا معززینیا بشینید، آقا مرتضی را مینشانند بر پشت بام مستندسازان جهان و دِ بمال که میمالی! همه ارادت من به این فرد به خاطر چند روایتی بود که از این طرف و آن طرف ازش شنیده بودم و البته جدای قیافه دلنشینش ارادتی که من همیشه در دلم به شهدا داشتهام. خلاصه همه چیز یک جورایی سمپاتیک و حسی بود. چیز بدی هم از او نشنیده بود تا اینکه امروز بر حسب اتفاق لای وبگردی برای کار دیگری چشمم خورد به این چند نقد فیلم از مرتضی آوینی. کاش نمیخواندمشان. آقا این مرد حسابی هر چه از دهن مبارکش درآمده گذاشته در زبان نقد از اول علی حاتمی و کیمیایی تا آخر تقوایی و مهرجویی را شسته و پهن کرده روی بند رخت. من کاری به این ندارم که از فیلمی خوشش آمده یا بدش یا فیلمی را که من دوست داشتم او به جایی نگرفته، اما کافی است بخوانید ادبیات این مرد مدعی ادب را. واقعا کاش نمیخواندم. به گمانم بشود اندکی بیشتر از محمد مایلی کهن رویاش حساب کرد. او هم دائم حرف از مردم میزند و با محک انقلاب ایدئولوژکی که خودش را وامدار آن میداند همه کس و همه چیز را میسنجد. کاش لااقل اثر تصویری دیگری از آوینی به غیر از روایت فتح وجود داشت تا بشود او را که خود را در جایگاه یک منتقد قرار داده، محکی جدی زد.
آقا مرتضی خدا شما را بیامرزد اما زبان شما همان قدر در روایت فتح صقیل است که زبان حاتمی در مادر. حاتمی و تقوایی همان قدر به تبار ایرانی خود میبالیدند و میبالند که تو به شریعت و دیانتت. اگر به قول تو بد است، هر دو بد است نه فقط آنکه تو میگویی. مگر خودت کم در این جبهه و آن جبهه دنبال مردان استحالهشده گشتی و در وصفشان مدیحهسرایی کردی که حالا به هامون خرده میگیری؟ آقا مرتضی شما با آن چوبی که در دست داشتی نمیتوانستی همه دنیا را برانی. هم مسلکانت اکنون از آن جو گرفتی انقلاب اسلامی رها شدهاند. نمیدانم اگر الان تو هم زنده بودی بیخیال شده بودی یا نه اما همین را بدان آن آثاری را که تو با چوب دستیات هی کردی اکنون افتخارات سینمای پس از انقلابند که اگر نبودند آن آثار و صاحبانشان، اکنون سینمای بعد از انقلاب، کشک بود.
1- نقد فيلم هايي از «هشتمين جشنواره فيلم فجر» به قلم شهید آوینی